وب لژیون آقای علی یحیائی
راهکارهای درمان اعتیاد (رود خروشان)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ حاضر به منظور یاری رساندن به كسانی است كه سالها درگیر بیماری اعتیاد بوده اند.و قصد دارد با بیان تجربیات و بهره گیری از آموزشهای كنگره60،قدم كوچكی در راه اطلاع رسانی و درمان اعتیاد بردارد.

مدیر وبلاگ :علی عربی

جلسه سیزدهم از دور بیست و نهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی  کنگره 60، نمایندگی سمنان با استادی مسافر آقای علی یحیایی و نگهبانی  مسافر قاسم حافظی و دبیری مسافر حبیب عامری با دستور جلسه  نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من در روز پنج‌شنبه مورخ 9/10/1395 رأس ساعت شروع به کار نمود. 

 

در ادامه نیز مراسم جشن سومین سال رهایی مسافر محمد عسکری برگزار گردید.


" تبریک و شادباش اعضاء لژیون را پذیرا باشید "


خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر

اعتیاد یک بیماری است با ابعاد بسیار گسترده و وسیع که وقتی به وجود می‌آید تمام ابعاد زندگی یک شخص را تحت تأثیر قرار می‌دهد و او را از تعادل خارج می‌کند. به همین خاطر کنگره با تفکر و دیدگاهی که دارد و آن، این است که اعتیاد سه قسمت ، جسم و روان و جهان‌بینی شخص مصرف‌کننده را از تعادل خارج می‌کند و برای درمان اعتیاد باید در طول مدت‌زمان مشخص این سه قسمت به تعادل نزدیک شوند و به تعادل برسند تا اعتیاد درمان شود.

برای این پارامترهای تعریف‌شده ، برای مؤلفه جسم پروتکل دی اس تی راداریم که برای اولین بار توسط بنیان کنگره 60 ، جناب آقای مهندس دژاکام طراحی شد و به‌وسیله داروی اوپیوم تینکچر ظرف مدت یازده ماه ، زیر نظر راهنما ، قسمت فیزیولوژی جسم مصرف‌کننده مواد مخدر به تعادل برسد.

همزمان با این اتفاق ما باید دو مؤلفه دیگر را نیز همزمان با این مؤلفه جلو ببریم، که برای آن‌ها نیاز به آموزش است. به همین منظور کنگره یکسری متون آموزشی را برای قسمت جهان‌بینی فرد ، طراحی کردند که نشریات کنگره است کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، جزوات جهان‌بینی و غیره

ازآنجاکه اعتیاد یک بیماری قدرتمندی هست ، برای مقابله با این بیماری به دانش زیاد و گسترده‌ای نیاز داریم. آقای مهندس تعبیر زیبایی دارند که درمان اعتیاد مانند آن است که بخواهید به جنگ بزرگی بروید که دشمن تادندان‌مسلح است.

برای رفتن به چنین جنگی قطعاً نیاز به آموزش است. این آموزش‌ها در غالب جلسات نیز به‌صورت منظم در هفته برگزار می‌شود. جلسات لژیون هم این آموزش‌ها را به‌صورت خصوصی‌تر و تفسیر بیشتر این مطالب کار می‌شود؛ و درواقع دانش افراد تغییر می‌کند و به آگاهی آن‌ها افزوده می‌شود تا بتوانند بیماری اعتیاد را درمان کنند.

خوبی اینجا این است که مسئولیت درمان با خود شخص است؛ یعنی تمام این مجموعه که در حال راهنمایی کردن است و کمک می‌کند ، مثل جزوات ، متون، نشریات، سی‌دی‌ها و آموزش‌ها در اختیار شخص قرار داده می‌شود ولی خود شخص باید حرکت کند. تمام آموزش‌ها باید توسط افراد دریافت شود و در زندگی جاری شود تا درمان اتفاق بیفتد. نباید کنار دریا تشنه بود. باید آموزش‌ها را دریافت کرد.


قسمت دوم خدمت است. به نظر من کسانی که خدمت نمی‌کنند آموزشی را دریافت نکردند. چون در کنگره خدمت به‌صورت رایگان است کسی که خدمتی انجام می‌دهد قطعاً باید عشق و محبت در درونش باشد و خدمت کند و لذت ببرد.

قسمت بعدی جلسه امروز مربوط می‌شود به سومین سال رهایی مسافر محمد عسگری. آقای عسگری در شرایط بسیار بدی ازنظر کاری و خانوادگی وارد کنگره شد. سال‌ها تخریب تریاک داشت و خیلی منیت بالایی داشت. موضوعی که به آقا محمد کمک کرد که به رهایی برسد این بود که در مقابل راهنما تسلیم بود. الآن سه سال از رهایی ایشان می‌گذرد. در این چند سال در قسمت‌های مختلفی از کنگره خدمت کرده و فعالیت کرده، اما از دید من چیزی که باید باشد، نیست. اینکه این تولد با موضوع دستور جلسه همزمان شد کار نیروهای الهی است و من به این معتقد هستم چون قرار بود تولد را سی‌ام دی‌ماه  بگیریم. نباید فراموش کنیم که وظیفه ما از آمدن به این حیات چیست. ابتدا آموزش و سپس خدمت و این رسالت انسان است. خداوند لیاقت خدمت کردن را به هرکسی نمی‌دهد. می‌توان استارت هر حرکتی را از کنگره زد.از این‌که به صحبت من گوش کردید متشکرم.




اعلام سفر ایشان:

(مدت تخریب: 10 سال.) (آنتی ایکس مصرف تریاک) (مدت سفر: 12 ماه 14 روز)(نام راهنما: علی یحیایی) (رهایی: 3 سال). 

سفر سیگار (تخریب: 10 سال)(مدت سفر 10 ماه 12 روز)(نام راهنما: مسلم مقیسه)(رهایی 7 ماه 23 روز)


ا

آرزوی تولد ایشان

همه افرادی که وارد کنگره می‌شوند با گرفتن آموزش‌های کنگره به رهایی برسند.

خلاصه سخنان آقای محمد عسگری:

سلام دوستان. محمد هستم یک مسافر.

خوشحالم که در خدمت شما هستم مخصوصاً دوستان قدیمی‌تر که خیلی لطف داشتند به من. در این چند سالی که در کنگره هستم سعی کردم با آموزش‌هایی که گرفتم به‌گونه‌ای برخورد کنم که کسی از من دلگیر نباشد قبل از ورود به کنگره آدم بدخلقی بودم اما بعد از ورود ازآنجایی‌که کنگره یک جهاد دانشگاهی است که باید قدردان آن بود که از من حال خراب کسی را ساخت که عزیزان این‌قدر به من محبت دارند. پس حتماً چیزهای به‌دردبخوری در آموزش‌های ناب کنگره وجود دارد که باعث این تغییر شده است.

از آقای یحیایی بسیار سپاسگزارم که با انتقال درست آموزش‌ها باعث شد که بعد از دوازده سال اعتیاد و بارها اقدام به ترک ، من از این بند رها شوم به‌گونه‌ای که هیچ وسوسه‌ای در من وجود ندارد. شاید باورش سخت باشد اما با آموزش‌ها کنگره امکان‌پذیر بود. خدا به مهندس که بنیان گزار کنگره شدند و کسانی که چراغ این راه را روشن نگه می‌دارند خیر دهد. از خانواده‌ام تشکر می‌کنم و عذرخواهی می‌کنم که این‌قدر تحمل کردند و صبر کردند تا من درمان شوم.

 

سال اول مستأجر که بودیم ، به‌محض اینکه هم‌سفرم برای کاری بیرون می‌رفت، سریع داخل آشپزخانه، چند تا دود می‌گرفتم و عطر و اودکلن می‌زدم. همین‌که هم‌سفرم می‌آمد، شروع می‌کرد به ناسزا گفتن به همسایه‌ها که همیشه بوی مصرف موادشان ساختمان را پرکرده. بعد از چندین ماه دیدم این‌گونه شدنی نیست دیگر. بعد به دلایلی که مثلاً کمردرد دارم دوتا دود، سردرد دارم چهارتا دود... و کم‌کم وارد سختی‌های مصرف من شد تا زمانی که با کنگره آشنا شدم و وارد این سیستم شدم.

در آخر از همه شما و کسانی که در کنار من بودند تا به رهایی برسم تشکر می‌کنم. چون به‌تنهایی امکان‌پذیر نبود و زمانی به نتیجه می‌رسیم که یک مجموعه باشیم. باید هم در جلسات و هم در  لژیون  حضورداشته باشیم، آموزش‌ها را فرابگیریم و در زندگی کاربردی کنیم تا به نتیجه موردنظر برسیم.

از سرکار خانم جمالی که با آموزش‌های لازم به هم‌سفرم کمک کردند تا زندگی ما بهتر شود خیلی سپاسگزارم. امیدوارم که در همه مراحل زندگی‌شان موفق باشند.

از همه شما ممنونم. دست راهنمای عزیزم را می‌بوسم و تشکر می‌کنم. امیدوارم همیشه سرحال و شاداب و موفق باشند. امیدوارم همیشه شادباشید. ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.



خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم سرکار خانم جمالی:

خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. این روز عزیز را به همه و در رأس به جناب مهندس، خانم آنی و استاد امین تبریک می‌گویم. به راهنمای محترمم خانم منصوری تبریک می‌گویم. به آقای یحیایی خدا قوت و تبریک می‌گویم.

همه از خوش‌رویی آقا محمد گفتند و خوش‌برخورد بودن ایشان را دیدند و تنها کسی که بداخلاقی و عصبانیت‌ها و حال خرابی آقا محمد را دیده خانم مریم، هم‌سفر ایشان بوده. شاید در بیرون مسافران خوش‌رو و خنده‌رو باشند اما در خانه آن چیزی نیست که دیگران در بیرون می‌بینند. همه حال خرابی‌های مسافرش را دید همه تخریب‌ها را به جان خرید و با صبر و حوصله در کنار مسافرش ماند تا طعم خوش رهایی را چشیدند. سختی‌های زیادی را تحمل کردند. به ایشان تبریک می‌گویم که شانه خالی نکردند و توانستند شال کمک راهنمایی را به گردن بیندازند.

این دستور جلسه مصداق بارز خانم مریم است. توانست آموزش‌ها را بگیرد و در جایگاه‌های مختلف خدمت کند. به نظر من گرفتن شال کمک راهنمایی  بزرگ‌ترین نعمت کنگره به ایشان است که امیدوارم قدر این نعمت را بدانند و خدمتگزار خوبی در کنگره باقی بمانند. بهترین‌ها را برای این خانواده عزیز آرزو می‌کنم و امیدوارم در جایگاه‌های مختلف خدمتی پررنگ‌تر و موفق باشند. ممنونم.


خلاصه سخنان هم‌سفر خانم مریم:

به خاطر دیدن این روز شاکر و خوشحالم. من تا پنج ماه اول باور نداشتم و قبول نمی‌کردم که محمد مصرف‌کننده باشد. یکی از شروط من برای ازدواج که به آقا محمد گفتم این بود که از مواد مخدر متنفرم و کسی را که از مواد مخدر استفاده می‌کند را نجس می‌دانستم.

آقا محمد هم گفت که از مواد مخدر بیزار است درحالی‌که مصرف می‌کرده. چند ماهی که گذشت و فهمیدم که درگیر اعتیاد است، نسبت به خودم وزندگی و خیلی‌ها، حس تنفری من دست داد؛ که چرا من که این‌قدر از مواد متنفرم، زندگی خودم درگیر چنین مقوله‌ای شد.

کم‌کم قبول کردم که سرنوشت و تقدیر من این‌چنین است و باید سوخت و ساخت. چون آقا محمد گفت که حاضر است بین من و مواد مخدر، مواد را انتخاب می‌کند. اصلاً فکرش را نمی‌کردم که آقا محمد بتواند درمان شود و مواد مخدر مصرف نکند. چون اوایل اصلاً راضی نمی‌شد که به کنگره بیاید و می‌گفت که این موضوع درست‌شدنی نیست و همیشه مصرف‌کننده باقی می‌ماند.

خدا را شکر بالاخره به کنگره آمد، سفر کرد و درمان شد. خوشحالم که هنوز در کنگره هستیم و به خاطر سفر سیگار مسافرم خیلی خوشحالم. چون اصلاً فکر نمی‌کردم سیگار را کنار بگذارد؛ اما خدا را شکر با کمک آقای مقیسه سیگار را هم کنار گذاشت. همیشه نگران بودم که پسرم یاسین، بابا بودن را با سیگار معنا کند. فتیله‌های سیگار را برمی‌داشت و می‌گفت من بابا هستم و زمانی که مسافرم سیگار مصرف می‌کرد، واقعانمی دانستم به یاسین چه بگویم؛ اما الآن هرکسی را که در حال مصرف سیگار ببیند، می‌گوید سیگار نکشید، سیگار بد است.

امیدوارم کسانی که سفر سیگارشان را شروع نکردند زودتر استارت سفرشان بخورد. اول به خاطر خودشان و بعد به خاطر بچه‌هایشان.

از مهندس دژاکام ممنونم که چنین مکانی را فراهم کردند؛ که ضمن درمان مصرف‌کننده‌ها، ازنظر اخلاق و رفتار و برخورد، مثل مسافر من تغییر کنند. چون در خانه کسی جرئت نداشت که به آقا محمد، نه بگوید. حتی اگر اشتباه بود، باید می‌گفتیم، چشم و تأیید می‌کردیم؛ اما الآن جرئت نه گفتن به مسافرم را در خانه‌داریم. حل شدن این مسائل، همه را مدیون آموزش‌های کنگره هستیم.

از آقای یحیایی خیلی تشکر می‌کنم که این‌چنین کمک راهنمایی هستند که توانستند افرادی همچو آقا محمد را جذب کنگره کنند و به رهایی برسانند. از مسافرم تشکر می‌کنم به خاطر این‌که در کنگره حضور دارد، به خاطر اینکه درمان شد به خاطر این‌که تغییر کرد.

از خانم جمالی تشکر می‌کنم که برای من، هم مادر بود هم خواهر بود و هم راهنمایم بود و خیلی خوشحالم که خانم جمالی راهنمای من هستند. خیلی ممنون. متشکرم.

ادامه مراسم به روایت تصویر:



منبع؛
وبلاگ نمایندگی سمنان




نوع مطلب : تولد ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 10 دی 1395





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic