تبلیغات
وب لژیون آقای علی یحیائی - تولد ...
 
وب لژیون آقای علی یحیائی
راهکارهای درمان اعتیاد (رود خروشان)
                                                        
درباره وبلاگ

وبلاگ حاضر به منظور یاری رساندن به كسانی است كه سالها درگیر بیماری اعتیاد بوده اند.و قصد دارد با بیان تجربیات و بهره گیری از آموزشهای كنگره60،قدم كوچكی در راه اطلاع رسانی و درمان اعتیاد بردارد.
مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ؛علی عربی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 14 اسفند 1394 :: نویسنده : مدیر وبلاگ؛علی عربی



" تبریک و شاد باش اعضاء لژیون را پذیرا باشید "

امروز جشن یکی از خدمتگزاران است که درخواست می‌کنیم اعلام سفر کنند.

سلام دوستان علی هستم یک مسافر ؛ تخریب بیش از 15 سال ، آنتی ایکس مصرفی کراک شیشه متادون ، رهایی  5 سال

خلاصه سخنان استاد جلسه؛

من مجدداً ابراز خوشحالی می‌کنم که در این جشن قرار دارم.علی آقا همان‌طوری که می‌دانید یکی از ره‌جویان ارشد محسوب می‌شود و هفته گذشته جشن آقای شمس بود که آخرین عضو بود که جشن گرفتیم ولی علی آقا جزء اولین ره‌جوها بود.یکی از ره‌جوهایی که وقتی سفرشان را شروع کردند مشکلات بسیار زیادی داشتند.خانواده ایشان بسیار پیگیر بودند و مرتباً تماس داشتند و در سفر اول هفت هشت ماهی بود که از خانواده خودش دور بودند و با خانواده خودش زندگی می‌کرد . به‌هرحال وقتی وارد کنگره شد سعی کرد واقعاً مسافر باشد و به‌تنهایی نظافت کل سالن را انجام می‌داد.برای خودم عجیب بود و خواسته خیلی قوی داشت و اواسط سفر نقطه تفکر شکل گرفت و باذوق و علاقه آموزش‌ها را می‌گرفت و وارد مرحله تازه‌ای شدند و حتی نیروی محرکی برای برادر لژیونی‌های خودش بود و همین‌طور برای شعبه و دوره مرزبانی را پشت سر گذاشتند و همین‌طور کمک راهنمایی و با خودم فکر کردم که این دستور جلسه چه ربطی به موضوع دارد و دیدم دقیقاً مصداق خود علی آقا است.درزمینهٔ ورزش بسیار فعال بودند و با بچه‌ها زیاد بیرون بود و تا آنجایی که من مطلع هستم کسی گلایه‌ای از علی آقا نداشت و فرد بسیار دوست‌داشتنی است و  یک نکته‌ای که در خصوصیات ایشان بارز است حس مسئولیت‌پذیری ایشان بود و هر کاری که به ایشان محول می‌شد به بهترین شکل ممکن انجام می‌داد.این روز قشنگ را به خودش و هم‌سفرش و آقا میلاد تبریک می‌گویم و به ره‌جوهای تحت پوشش نمایندگی و به ایجنت محترم آقای یحیایی و در رأس به آقای مهندس استاد امین و سرکار خانم آنی و خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک می‌گویم.امیدوارم شاهد پیشرفت و موفقیت‌های اوباشم.

آرزوی تولد : 

خودم که آرزوی خاصی ندارم و خواسته‌ای که دارم خواسته کنگره هم هست که تمام ره‌جوهای خودم و کنگره استادی برای شعله‌های آتش بشوند.

 

خلاصه سخنان کمک راهنما جناب آقای یحیایی :

احساسم قابل وصف نیست و برای خودم باوری در ناباوری بود.من داشتم با خودم فکر می‌کردم که راجع چه موضوعی صحبت کنم و دیدم تمام زندگی من به همین شش سالی برمی‌گردد که در کنگره هستم.به‌جرئت می‌توانم بگویم از زندگی قبل از کنگره چیزی نفهمیدم و بهره‌ای نبردم و این شش سال بهترین روزها را برایم رقم زد و برای من جای شکر و سپاس دارد و خدا را شاکرم و خیرمقدم عرض می‌کنم از همه دوستان که لطف کردند حضور پیدا کردند و از گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار ما قراردادند.دوستان من را مورد لطف قراردادند.من خودم را لایق این‌همه لطف نمی‌دانم و فقط عضو کوچکی از خانواده کنگره 60 هستم.من وقتی وارد کنگره شده بودم کاملاً همه‌چیزم را ازدست‌داده بودم و در ورطه نابودی و شکست کامل بودم و 11 ماه هم‌سفرانم در کنار من نبودند و میلاد 4 سال بیشتر نداشت و یک سال را به‌اتفاق مادر من را طرد کرده بودند و دور از من زندگی می‌کردند و آن سال بدترین سال عمرم بود و فکر نمی‌کنم که سختی بدتر از آن را تجربه کنم و داشتن هم‌سفر و فرزند 4 سال خیلی سختی و حسی که بین پدر و فرزند است غیرقابل‌توصیف است.قبل از کنگره به هر دری متوسل شدم به دربسته خوردم چون روش منطقی نبود و از توان من خارج بود تا اینکه به کنگره آمدم و تازه فهمیدم چه بلایی سر خودم و خانواده خودم آوردم.

این جایگاه را که الآن دارم مدیون آقای عرب هستم که خود یک سال تلاش کردند تا من را به کنگره وصل کنند و می‌گفت باید درمان شوی ولی من می‌گفتم من قطع مواد هستم و قبول نمی‌کردم و گفت اگر درمان بشوی همه‌چیزت برمی‌گردد و آن موقع من قبول نمی‌کردم ولی تلاشش بی‌نتیجه نبود و من را مجاب کردند.روزهای تلخ و شیرین را سپری کردم و تک‌تک همه دوستان را دوست دارم .بچه کنگره‌ای باشد فرقی نمی‌کند.من در خانواده کنگره 60 بیشتر زندگی کردم تا خانواده خودم و مسافرت‌های زیادی را باهم داشتیم و نهایت استفاده را کردم.از دوردست آقای مهندس را می‌بوسم که حق پدری به گردن من دارد و خیلی خوشحالم که این جایگاه را تجربه کردم و امیدوارم همه تبدیل به استادی شوند برای زندگی خودشان .از خانم کریم پور که 6 ماه نبود از رهایی‌مان گذشته بود که در آزمون کمک راهنمایی قبول شدیم و خدمت توفیق نصیب ما شد.از خانم حافظی تشکر می‌کنم که راهنمای مادرم بود و همین‌جا مراتب قدردانی و سپاس رادارم و از هم‌سفرم و میلاد عزیزم که من را در این سفر تحمل کردند.امیدوارم روزی برسد که آزادمردی همه شمارا جشن بگیریم. 

خلاصه سخنان سرکار خانم کریم پور :

ممنونم .من هم جای شکر و سپاس دارد که در این جشن حضور دارم.تو خیال خودم  فکر می‌کردم علی آقا که وارد کنگره شده است نمی‌تواند درمان شود و در باورم نمی‌گنجید و فقط فکر می‌کردم که حرف می‌زند و اهل عمل نیست.

در مورد خانم یحیایی باید بگویم که مثل بقیه گذشت بالایی داشت چون رفته بود خانه پدرش و می‌دانید خانمی که به خانه پدری خودش می‌رود یعنی اینکه دیگر نمی‌خواهد برگردد ولی این فرصت را داد و این بخشش خانم اقدس را می‌رسند و این‌همه پیشرفت آقای یحیایی مدیون و مرهون زحمات هم‌سفرش بود که پابه‌پا کنار مسافرش بود و سفر کرد و همان‌طوری که آقای یحیایی هم متذکر شدند 6 ماه از پایان سفر گذشته بود که در آزمون کمک راهنمایی پذیرفته شدند و واقعاً عاشق خدمت بودند و واقعاً بال پرواز بودند و امروز پنجمین سال رهایی را جشن می‌گیرند و امیدوارم شادی‌هایشان بیشتر شود و امیدوارم شال کمک راهنمایی را در گردنشان ببینم.به آقای حافظی؛سرکار خانم آنی؛استاد امین و مهندس تبریک عرض می‌کنم.

خلاصه سخنان هم‌سفر خانم یحیایی :

من هم اول خدا را شکر می‌کنم.اصلاً باورکردنی نیست.تخریبی که مسافرم داشت اصلاً فکر نمی‌کردم این جایگاه را تجربه کنم.آرامشی که الآن دارم مدیون آقای مهندس و خانواده محترمشان دارم .از آقای حافظی که زحمات زیادی را برای مسافرم متحمل شدند تشکر می‌کنم به‌جرئت می‌توانم بگویم این پنج سال شیرین‌ترین دوران زندگی‌ام بود.من و میلاد سختی‌های زیادی کشیدیم و آن سال خیلی سختی برایمان سخت گذشت و امروز خوشحالم که پنجمین سال رهایی مسافرم را جشن می‌گیرم.جا دارد از مادر شوهر و پدرشوهرم که ما را موردحمایت قرار داند تشکر کنم که اگر نبودند ما هم الآن اینجا نبودیم.همین‌طور از خانم حافظی  که راهنمای مادر شوهرم بود تشکر می‌کنم و خانم مریم که راهکارهای ایشان باعث شد که من در کنگره ماندگار شوم و کنار مسافرم باشم و شال کمک راهنمایی گردنم باشد تشکر می‌کنم تا این جشن را باشکوه‌تر برگزار کنیم.

 

خلاصه سخنان هم‌سفر میلاد :

من این روز را به پدر و مادرم تبریک می‌گویم و از همه‌کسانی که اینجا حضور دارند آرزو می‌کنم همه به آزادمردی برسند. 

ادامه این جشن بسیار زیبا و با شکوه به روایت تصویر ...

نشان (نقره) پنج سال رهایی ...

تصویرگر؛ مسافر یاسر

تهیه گزارش؛ مسافر مهدی

منبع ؛ وبلاگ نمایندگی سمنان





نوع مطلب : تولد ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 25 فروردین 1396 04:12 ق.ظ
I always used to study paragraph in news papers but
now as I am a user of internet so from now I am using net for articles, thanks to web.
دوشنبه 17 اسفند 1394 03:41 ب.ظ
سلام و تبریک به استاد راهنما آقای یحیایی به مناسبت پنجمین سال رهایی.
شنبه 15 اسفند 1394 08:35 ق.ظ
سلام آقای یحیایی راهنمای عزیزم به شما وخانواده محترم آزادمردیتان را تبریک عرض میکنم
جمعه 14 اسفند 1394 03:02 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی دارین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر