تبلیغات
وب لژیون آقای علی یحیائی - مقاله ...
 
وب لژیون آقای علی یحیائی
راهکارهای درمان اعتیاد (رود خروشان)
                                                        
درباره وبلاگ

وبلاگ حاضر به منظور یاری رساندن به كسانی است كه سالها درگیر بیماری اعتیاد بوده اند.و قصد دارد با بیان تجربیات و بهره گیری از آموزشهای كنگره60،قدم كوچكی در راه اطلاع رسانی و درمان اعتیاد بردارد.
مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ؛علی عربی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 25 آبان 1394 :: نویسنده : مسافر علی رضا


وابسته و خسته ...

اگر خوب به جهان پیرامون خود بنگریم درمی یابیم که در یک جهانی مملو از وابستگی زندگی می کنیم.وابستگی یکی از مقوله هایی است که انسان از بدو تولد تا مرگ با آن دست و پنجه نرم می کند.انسان همواره در صدد کاستن این وابستگی ها است.وابستگی بیش از حد انسان را اسیر خود می کند و ادامه مسیر را سخت می کند.در این مقاله سعی شده است تا حدی وابستگی صادق و کاذب با بیانی ساده تشریح شود و به آن درجه از تشخیص برسیم که تفاوت بین آنها را درک کنیم و درزندگی خود کاربردی کنیم.

انسان به هر چیزی که دلبسته باشد بنده آن است...

اگر در بند مویی هستی بنده مویی و اگر در بند کوهی بنده کوه هستی.وبه همان اندازه که در بند مویی هستی به همان اندازه مو احساس خستگی می کنی و اگر به اندازه کوهی دلبسته ای به اندازه کوه برایت خستگی در ادامه راه طریقت برایت به وجود می آورد یا خستگی که مانع ادامه راه آخرت می شود.به عبارتی می توانیم یک معادله برای آن تعریف کنیم که به هر اندازه که به هر چیزی وابستگی ایجاد کنی به همان اندازه مانع برای ادامه حرکت در راه طریقت بوجود می آورد.انسان بالذات موجودی وابسته است اما باید محاسبه کند که چقدر این وابستگی ارزش دارد.و انسان باید تفکر نماید که چرا به چیزی وابستگی پیدا می کند؟حتما حاجتی پشت آن هست و باید سنجیده شود که به اندازه ضرورت زندگی وابستگی مشکلی ندارد.

انسان برای ادامه زندگی ناگزیر به یک سری چیزها وابسته است مثل آب و هوا غذا مسکن و مایحتاج زندگی تلقی می شود و ضرورت زندگی اقتضا می کند.اما اگر نیک بنگرید می بینید که بعضی از وابستگی ها ضرورت عقلی ندارد و اگر این وابستگی ها از ضرورت عقلانی خارج شد دیگر قابل کنترل نیست.تا یک حدودی را می توان محاسبه کرد که چقدر نیاز دارم و در آن اندازه کاملا معقول است اما اگر از حد معقول گذشت آن وقت دیگر محاسبه ای در کار نخواهد بود و این وابستگی و نیازمندی به امور زندگی هم اگر از مرحله تعقل بیرون رفت دیگه حساب حساب نفس است و آن حساب نفس هم حد یقف ندارد.همان طور که انسان در جهت کمالات معنوی حد یقف ندارد در وابستگی به امور دنیوی هم حد یقف نخواهد داشت.هر چه وابسته بشوی وابسته تر خواهی شد و هر چه وابسته تر بشوی وابسته تر تر خواهی شد و می بینی که یکباره تمام وجودت وابسته شده است.و اینها زمانی درست خواهد شد که با موازین عقلی کار کند.



از نقطه نظر دیدگاه مورخین صاحب نظر تاریخ یک وابستگی به طبیعت دارد چون ما انسانها داریم در این عالم زندگی می کنیم و منظور از تاریخ تاریخ وقایع طبیعی است و از آن طرف یک وابستگی هم به حقیقت دارد.
اگر تمام تاریخ به طبیعت وابسته باشد و آن دری که به حقیقت وجود دارد بسته باشد معلوم نیست این تاریخ به چه سرنوشتی دچار خواهد شد.بنابراین تاریخ به همان اندازه که به طبیعت وابسته است و در جریان حوادث این عالم است یک رو هم به حقیقت دارد.
مورخ نباید تمام همت خود را به طبیعت مصروف کند بلکه باید به حقیقت هم نگاهی داشته باشد و آن موقع می توان ادعا کرد که تاریخ تاریخ است.این سخن را گرچه در مورد تاریخ گفته اند اما اصل آن در مورد انسان صادق است.چون انسان هم یک موجودی تاریخی است و انسان است که تاریخ را می فهمد واین انسان است که در تاریخ زندگی می کند.هیچ موجودی تاریخ را نمی فهمد.اصل این دو خصلتی که در مورد تاریخ بیان شد در انسان وجود دارد.انسان یک وابستگی به طبیعت دارد از جمله تشنگی گرسنگی و هواهای نفسانی اما تمام وجود انسان وابسته به طبیعت نیست وانسان یک وابستگی به حقیقت هم دارد.اگر انسان بتواند این تعادل را برقرار کند و ارزش طبیعت را نسبت به حقیقت درک نماید و مقایسه نماید آن موقع می تواند تصمیم بگیرد که تا چه اندازه وابسته به طبیعت باشد و تا چه اندازه وابسته به حقیقت باشد.نیک میدانیم که تا جایی که وابستگی به طبیعت منجر به مسدود شدن در حقیقت نشود مجاز است و اشکالی ندارد.
بنابراین انسان همواره باید بین طبیعت و حقیقت تعامل برقرار کند و  بین نیاز صادق و نیاز کاذب تفاوت قایل شود .نتیجه ای که از این بحث می توان گرفت این است که:

1-به اندازه دنیا و آخرت کار کن و ببین چه چیز به درد دنیایت می خورد و چه چیز به درد آخرت.اندازه نگه دار که اندازه نکوست.

2-به قدر ضرورت طلب کن چون بیش از آن باعث غفلت و گمراهی خواهد شد.

3-سعی کن به وابستگی کارت نرسد که اگر وابستگی ایجاد شود خستگی و درماندگی نصیبت می شود مثل قندی که در آب حل می شود و تو هم غرق این دنیا می شوی .

منبع:

وبلاگ نمایندگی سمنان





نوع مطلب : مقاله ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 25 فروردین 1396 02:06 ق.ظ
Howdy! I could have sworn I've been to this site before but after reading
through some of the post I realized it's new to me.
Nonetheless, I'm definitely delighted I found it and I'll be bookmarking and checking back frequently!
سه شنبه 15 فروردین 1396 04:55 ب.ظ
Hello! I simply want to give you a big thumbs up
for the excellent information you have got here on this post.

I am coming back to your web site for more soon.
جمعه 6 آذر 1394 08:45 ب.ظ
mer30
سه شنبه 26 آبان 1394 11:26 ب.ظ
سلام.
.
.
. خدا قوت.مطالب جالبی بود.ممنون.
دوشنبه 25 آبان 1394 08:20 ق.ظ
...
..
.
خـــداقوتـــ...
دوشنبه 25 آبان 1394 12:59 ق.ظ
سلام ...
اعتیاد یک بیماری وابستگی افراطی به مواد مخدر محسوب می شود و این وابستگی خودش را در جسم و روان نشان می دهد که با جهان بینی درست باید از دست آن رها شویم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر